هردم از این باغ بری می رسد...!
دور گردون گر دو روزى بر مراد ما نرفت ...........دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور
 
رفتنها را که میبینم، یاد رفتنم میافتم..
من رفتم یا تو؟ یادم نمی آید..!
هر چه بود رفتن بود و تنهایی..!
هرچه بود، باقی ماندن جای پای سالها بودن و بوی ماندگاری که تنهائی را پر می کرد.
نمیدانم آن سو تنهایی هایت را چگونه پر میکنی..
اینجا هنوز بوی شمع و گل است و یاد تو...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢۸ دی ۱۳٩٠ توسط الهام *** | پيام ها ()
قالب وبلاگ